تبلیغات
معماری به روز - معماری هند 1
 

هنر معماری هند

مقدمه :

هند دارای چندین زبان و لهجه و گویش است خط و زبان اولیه آنها سانسکریت است که کتابهای زیادی به این زبان وجود دارد. مهمترین زبان عصر حاضر هند زبان اردو است که تشکیل شده است از لغات فارسی عربی و ترکی و انگلیسی و لغات محلی .کلمه هند از نام بومی سیندهو که نام یک رودخانه بومی هند است و ایرانیها سیندهو را به هندو بدل کردند و هند را به نام هندوستان یهنی سرزمین رودخانه ها خواندن از این کلمه یونانیها کلمه ایندیا را بکار بردند....

کلمات کلیدی: هنر معماری هند تمدن هند تاریخ شهرنشینی جهان هنر معماری هند

زبان : هند دارای چندین زبان و لهجه و گویش است خط و زبان اولیه آنها سانسکریت است که کتابهای زیادی به این زبان وجود دارد. مهمترین زبان عصر حاضر هند زبان اردو است که تشکیل شده است از لغات فارسی عربی و ترکی و انگلیسی و لغات محلی .کلمه هند از نام بومی سیندهو که نام یک رودخانه بومی هند است و ایرانیها سیندهو را به هندو بدل کردند و هند را به نام هندوستان یهنی سرزمین رودخانه ها خواندن از این کلمه یونانیها کلمه ایندیا را بکار بردند.

باستانشناسی هند : هنوز در هند حفاریات باستانشناسی به طور نسبی هم انجا م نگرفته است و از آثار دوره پارینه سنگی هند چیز زیادی بدست نیامده و تنها اشیاء نادری هست که در موزه های کلکته و بمبئی نگهداری می شود.

هنر دره سند :هند تمدنی به قدمت ایران و مصر و بین النهرین دارد چهار مرکز مهم تمدن باستانی هند شامل:

ـ موهنجودارو در هزاره سوم ق م

ـ هاراپا با فاصله کوتاهی بعد از تمدن موهنجودارو و در هزاره دوم ق م

ـ لوتال هزاره دوم ق م

ـ چان مودارو هزاره دوم ق م .

تمدن موهنجودارو در شمال غربی هند یعنی پاکستان قرار گرفته و هاراپا در پنجاب غربی واقع شده است و این دو شهر با وجود فاصله زیادی که از هم دارند تمدن نزدیک به همی دارند و این تمدن ها قبل از ورود آریائیها به هند است.

موهنجودارو و هاراپا از نظر معماری برای ساختن خانه های خود از خشت پخته و نیز از مصالح چوب برای پلکان و کف و بام خانه ها استفاده کرده اند و در این دو شهر حمامهای عمومی ،فاضلاب و مغازه های متصل به منازل ساخته اند و خیابانهای پهن و کوچه های بطور عمودی به یکدیگر ساخته شده و خانه ها اغلب چهارگوش و اطراف آنرا حیاط فرا گرفته و موهنجودارو بعدها بر اثر طغیان رود گنگ از بین رفته و لایه هایی ازشن و ماسه خانه ها را پرُ کرده است.

آثار هنری در سند به پنچ دسته تقسیم می شود :

ـ ظرفهای سفالین یا سفالینه های منقوش

ـ پیکره های سفالین کوچک اندام و بت های گلی

ـ مهرهای مسطح چند ضلعی

ـ مفرغینها

نمایی از استوپای دمک (Dhamek) قدیمیترین استوپای شناخته شده

ـ مجسمه های سنگی با نقوش برجسته.

وسایل و اشیاء سفالین شامل سبوها و شکسته هایی از کاسه و ظروف دیگر به رنگ سرخ روشن و نخودی به ابعاد کوچک تا بزرگ، و ظروف بزرگ غالباً برای ذخیره آذوقه بوده است و نقوش روی زمینه های سرخ روشن و نخودی غالباً هندسی بارنگ سیاه بصورت دوایر متقاطع و نقش درخت و گاه پرندگان و جانوران و انسان هم دیده شده اند و بعضی از این سفالها با چرخ کوزه گری ساخته شده است که در زمان خودش ممتاز بوده است .پیکرهای سفالین چند نوع هستند بعضی ها احتمالاً اسباب بازی کودکان بوده مثل گاوهای کوهان دار کوچک با ارابه های گلی و میمونها که با ریسمانی به زمین کشیده می شدند.

سر ستون سارانات

مجسمه ها : مجسمه ها که در ابعاد کوچکتر ساخته می شد و بهترین نمونه این مجسمه ها مردی است با ریش بلند که از سنگ آهک ساخته شده و شبیه به مجسمه های سومری است و لباس یکره سنگی منقوش به گل سه پر است.

اهمیت تمدن موهنجودارو:

تاریخ نشان داده زمانی که خئوپس اولین هرم بزرگ را در مصر می ساخت موهنجودارو دورة ترقی خود را طی می کرد و با سومر و بابل روابط بازرگانی و مذهبی و هنری داشته و دلیل وجود این روابط مهره های مشابهی است که در موهنجودارو و سومر پیدا شده و همچنین در خرابهای بابل مهره های گلی بدست آمده که به نظر" سرجان مارشال "در حدود هزاره دوم ق م از موهنجودارو به بین النهرین آورده شدند بعضی از پژوهشگران عقیده دارند که این تمدن شگفت انگیز از تمدن سومری اقتباس شده و برخی دیگر معتقد هستند که سومریان فرهنگ خودشان را از هند گرفته اند"وولی" هردو تمدن سومری و هند باستان را از یک اصل و یک فرهنگ می داند به هرحال نتیجه می گیریم که در آغاز هزاره سوم ق م تمدن سند از فرهنگ بابلی جلوتر و شکوفاتر بوده است .

هنر معماری هند به طرف جنوب غربی جاری است و پنچ شعبه مهم دارد كه به پنجاب مشهور است .

زبان : هند دارای چندین زبان و لهجه و گویش است خط و زبان اولیه آنها سانسكریت است كه كتابهای زیادی به این زبان وجود دارد. مهمترین زبان عصر حاضر هند زبان اردو است كه تشكیل شده است از لغات فارسی عربی و تركی و انگلیسی و لغات محلی .كلمه هند از نام بومی سیندهو كه نام یك رودخانه بومی هند است و ایرانیها سیندهو را به هندو بدل كردند و هند را به نام هندوستان یهنی سرزمین رودخانه ها خواندن از این كلمه یونانیها كلمه ایندیا را بكار بردند.

 

 باستانشناسی هند : هنوز در هند حفاریات باستانشناسی به طور نسبی هم انجا م نگرفته است و از آثار دوره پارینه سنگی هند چیز زیادی بدست نیامده و تنها اشیاء نادری هست كه در موزه های كلكته و بمبئی نگهداری می شود.

 

 

 

تاج محل

 هنر دره سند :هند تمدنی به قدمت ایران و مصر و بین النهرین دارد چهار مركز مهم تمدن باستانی هند شامل:1-  موهنجودارو

در هزاره سوم ق م 2- هاراپا با فاصله كوتاهی بعد از تمدن

موهنجودارو و در هزاره دوم ق م 3- لوتال هزاره دوم ق م 4-

چان مودارو هزاره دوم ق م .

تمدن موهنجودارو در شمال غربی هند یعنی پاكستان قرار گرفته و هاراپا در پنجاب غربی واقع شده است و این دو شهر با وجود فاصله زیادی كه از هم دارند تمدن نزدیك به همی دارند و این تمدن ها قبل از ورود آریائیها به هند است.

 

 

 

 

هنر ایران و هند‌

جهانی شدن نتیجه طبیعی تحولات سال‌های اخیر و رو به رشد بشر در زمینه فن‌آوری ارتباطات و رسانه‌هاست و خارج از اراده افراد، گروه‌ها و حكومت‌ها آغاز شده و به سرعت پیش می‌رود. مرز‌های جغرافیایی و سیاسی همچون توده‌های برف در حال آب شدن هستند و جهان - به تعبیری خوش‌بینانه - به سمت وحدت و یكپارچگی در حركت است. اگر اینگونه بنگریم، جهانی شدن مخالف فرهنگ و هنر قومی و بومی نیست. اما در مقابل این نگاه، نگاه دیگری وجود دارد كه جهانی شدن را با روح فرهنگ و هنر مغایر می‌داند و معتقد است فرهنگ و هنر قومی و بومی از این پدیده آسیب جدی می‌بیند. جهانی شدن با یكسان‌سازی الگوهای فرهنگی و ارزش‌های هنری، تبلیغ و ایجاد زندگی مصرفی، به دنبال ایجاد تسلط فرهنگی بر جهان است و برای رسیدن به این هدف خواسته یا ناخواسته موجب تضعیف فرهنگ‌های حاشیه‌ای و قومی می‌شود. این یكسانی، جهانی بی‌رنگ و فاقد هر گونه تنوع و تفاوت می‌آفریند، در این میان تمدن‌های بزرگ شرقی همچون ایران، هند، چین و ژاپن به علت وجود خرده فرهنگ‌های بومی و قومی بسیار، بیشتر با چالش جهانی شدن روبه‌رو هستند. هند و ایران از دیرباز با یكدیگر اشتراك و در نتیجه ارتباط فرهنگی بسیار داشته‌اند و هر دو كشور بستر فرهنگ‌ها، زبان‌ها و آیین‌های متنوع و فراوان هستند. تعدد شاعران و روزنامه‌نگاران و هنرمندان پارسی ‌زبان شبه قاره، گویای حضور فرهنگ و هنر ایرانی در هند است، حتی دنیای غرب، آشنایی با فرهنگ ایرانی را از هند وام دارد.

با توجه به آنچه آمد معاونت علمی و پژوهشی فرهنگستان هنر با همكاری خانه هنرمندان ایران در روز دوشنبه سی‌ام شهریور - كه اتفاقا با روز جهانی گفت‌وگوی تمدن‌ها هم مقارن بود - به همایش دو تمدن بزرگ و دیرینه ایران و هند در قالب "اولین هم‌اندیشی جهانی شدن و هنر ایران و هند" پرداخت. در این هم‌اندیشی كه در تالار بتهوون خانه هنرمندان برگزار شد، جمعی از اندیشمندان هندی و ایرانی به طرح دیدگاه‌های متفاوت نسبت به جهانی شدن، نگاه منطقه‌ای و نگاه جهانی به هنر، تحولات فن‌آوری و عصر مدرنیته و تأثیر آن در آینده فرهنگ‌های قومی و بومی پرداختند. این هم‌اندیشی گفت‌وگویی است بین تمدن ایران و هند. گزارش از این هم‌اندیشی یك روزه در برابر شماست.

 

هنر معماری هند

هنر معماری شبه قاره هند از زمان حركت قوم آریایی از ایران به طرف شبه قاره تا زمان حكومت هخامنشیان، اشكانیان و ساسانیان به دلیل ارتباطات سیاسی، اجتماعی، تجاری و فرهنگی، هیچگاه از هنر معماری ایران بی‌بهره نمانده است.

شباهت ستون آشوكا به ستون‌های كاخ‌های پادشاهان هخامنشی، معماری معابد دره بامیان و آثار هنری غار "آجانتا" در هند كه نشانه‌هایی از هنر اشكانیان و ساسانیان است، دلایل آشكاری از ارتباطات و تعامل فرهنگی بین دو كشور به شمار می‌رود.

با حضور اعراب مسلمان در دره سند (سال711.م) دوره بعد از اسلام آغاز شد. بعدها در قرون دوازده و سیزده در زمان حكومت غزنویان آثاری چون مسجد قوت الاسلام و منار قطب از شاخص‌ترین آثار معماری ایرانی - هندی، ساخته شد.

پورجعفر حكومت‌های لودی، گجرات، سور، مالوا، شیرشاه و سلطنت‌های دكن، باربدشاه و عادل شاه را از حكومت‌هایی برشمرد كه كم و بیش از فرهنگ و هنر معماری ایرانی - اسلامی تأثیر گرفته و آثار بسیاری را در هند بنیان نهادند.

در عصر معروف مغول و همزمان با حكومت شاه همایون در هند، هنرمندان بسیاری از ایران به هند مهاجرت كردند كه تأثیر بسزایی بر هنر معماری هند گذاشتند. پس از همایون، اكبر به سلطنت رسید و غیاث‌الدین، از شخصیت‌های دانشمند ایرانی را به دربار خود آورد. قلعه فتحی پوری سیكری و مقبره شاه در "سكندرا" از آثار معماری این دوره هستند.

در زمان شاه جهان، آثاری چون تاج محل (مقبره همسر ایرانی‌تبار شاه) خلق شد كه از زیباترین آثار معماری جهان به شمار می‌آید. وی كه طی مدت پانزده سال در شبه قاره هند به آموزش و پژوهش پرداخته است از طراحی معماری مشترك میان ایران و هند نمونه‌هایی چون شاه جهان‌آباد (دهلی قدیم)، قلعه سرخ، مینا بازار، مسجد جامع دهلی، آرامگاه همایون و تاج‌محل را نام برد و خاطرنشان كرد: معماری ایرانی در دوره‌های مختلف زمانی در هند رواج داشته است و الگوپردازی به سبك معماری ایرانی و تقلید از آثاری چون تخت جمشید و چهارباغ اصفهان، همچنین باغ سازی و درخت‌كاری در حاشیه خیابان‌ها به سبك معماری ایرانی بسیار مورد توجه معماران هندی بوده است، تا جایی‌كه در مدح معماران هندی گفته می‌شد: هندوستان را به ایران تبدیل كرده‌اید.

"هنر هند و ایرانی؛ گذشته، حال و آینده" جهانی شدن را روندی دانست كه طی آن بهترین‌های دنیا می‌توانند در هر جایی از جهان در دسترس همگان قرار گیرند. در این روند هیچ چیز نمی‌تواند محدود و در حصار باشد، همه پدیده‌ها رشد می‌كنند و گسترش می‌یابند.

مهاجرت هنرمندان، شاعران و صنعتگران از آسیای میانه و ایران به هند در دوران مغول باعث شد هنر ایرانی به هند گسترش یافته و شبه قاره را از تركیب جالبی ناشی از آمیزش هنر ایرانی و هندی برخوردار كند. این وضعیت باعث پیدایی سبك‌های بیان هنری جدید و متنوع شد كه از آن به عنوان هنر هندی - ایرانی(Indo Iranian Art) یاد می‌شود. پروفسور رضوی این آمیزش فرهنگی را مثال كلاسیكی از جهانی شدن هنر در دوران قبل از مدرن عنوان كرد و افزود: فضل و كمالات هنرمندان هنر هندی - ایرانی باعث شد كه نمونه‌های بارز و حیرت ‌آوری از هنر در شبه قاره هند پدید آید كه پدید آمدن بناهای مذهبی و غیر مذهبی در معماری هند از نتایج بارز آن هستند.

اول آنكه جزییات بیشتری را در خصوص احداث بناها به دست می‌دهد و دیگر اینكه می‌تواند به تكامل سبك‌های هنر خطاطی منجر شود كه به نوبه خود به بررسی عمیق‌تر شعر، داستان و كتابت منتهی خواهد شد.

پروفسور آتول كومار سینا دیگر سخنران این هم‌اندیشی تحت عنوان "فرهنگ هنر هند و ایرانی" به تحلیل ویژگی‌های هنر هندی - ایرانی از جنبه عقاید و آداب و رسوم و وجوه مشترك تاریخ هنر این دو فرهنگ پرداخت. وی با اشاره به نقش هنر در زندگی فرهنگی انسان‌ها و قابلیت‌های خلاقانه و زیبایی‌شناسانه انسان از ابتدای تاریخ تاكنون، بر جایگاه فرهنگ‌های دیرین چون ایران و هند تأكید كرد.

فرهنگ ودایی و زند اوستایی دارای ریشه‌های مشتركی بین ایران و هند هستند. مفهوم جاودانگی یا "موكسا" در دو فرهنگ "اوپانیشادها" و "اوستایی" در دو فرهنگ باستانی هند و ایران، وجود دارد و مفهوم‌هایی مثل عشق و محبت، عدم خشونت، تقوی و پرهیزكاری، در آنها تعابیر یكسانی دارند. این جهان‌نگری در فرهنگ‌های پیشین با جهانی شدن امروز نسبت نزدیكی دارد. وی همچنین متذكر شد: جهانی شدن مبتنی بر اقتصاد و الگوی هزینه - فایده، خالی از هر گونه احساسات، خلاقیت و مفاهیم اخلاقی و انسانی است و پیرو ایده جان استوارت میل (استفاده از هر چیز و سپس دور انداختن آن) شكل گرفته است.

در حال حاضر دیدگاه تك قطبی جهانی شدن با رهبری اقتصادی دولت آمریكا در دنیا تبلیغ می‌شود. در این وضعیت نقش همكاری ایران و هند مهم و تاریخی است. این همكاری می‌تواند بشر را از وضعیت كنونی خارج كند و به سمت ارزش‌های والای انسانی كه در فرهنگ جهانی پیشین هر دو كشور وجود داشته، رهنمون سازد.

واژه اسطوره در كنار مفاهیمی نوین چون جهانی شدن و مدرنیسم، هویت تازه‌ای می‌یابد. در نگرشی سنتی، اسطوره میراثی كهن است كه می‌تواند تا سالیان دراز حیات موزه‌ای را ادامه دهد. نگرش دیگر، اسطوره را فارغ از محتوای كهن، با توجه به كاركردها و ساختار آن می‌شناسد. این دو نگرش به دو دسته از اسطوره‌شناسان تعلق دارد: ایدئولوژیست‌ها و فولكلوریست‌ها. وی با بیان این‌كه نمی‌توان مرزی قاطع میان این دو دایره شناخت اسطوره‌ای قائل شد و بی‌گمان این دو نگرش هم‌‌پوشی‌هایی با یكدیگر دارند،نگرش ایدئولوژیك با جهانی‌سازی (Globalization) و نگرش فولكلوریك با جهانی شدن (Globalizing) معنا پیدا می‌كند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

این استاد دانشگاه در ادامه تصریح كرد: در نگرش ایدئولوژیك به اسطوره، جهانی‌سازی فرآیندی از پیش برنامه‌ریزی شده با رویكردی اقتصادی است كه در پی همگون سازی مظاهر فرهنگی و سیاسی و اقتصادی‌ در كشورهای در حال توسعه و جهان سوم به تخریب فرهنگ بومی و قومی منجر می‌شود. جهانی‌سازی پدیده‌ای تك‌آوایی، مطلق‌نگر و متكی به سرمایه‌داری است. اسطوره از نگاه سرمایه‌داران عصر جهانی‌سازی به مثابه ظرفی است كه می‌تواند به مظروف خود، خصیصه‌های ویژه ببخشد. این ویژگی‌ها عبارتند از: 1- افزون‌زدگی و رمز‌آلودگی 2- تخطئه مسؤولیت فردی مخاطب 3- ارعاب به واسطه فرارفتن از توانایی‌های انسانی.

عضو هیأت علمی هم‌اندیشی جهانی شدن و هنر در ادامه گفت: وقتی ذات اسطوره افزون زده است و از توانایی‌های انسان فراتر می‌رود، دیگر مسؤولیت و عقلانیتی كه به مسؤولیت منجر شود بی‌معناست.

 

در این جهان، مصرف‌كننده، غرق در افسون تبلیغات كالای مورد‌نظر، خود را بی‌نیاز از اندیشیدن به ساز و كار تولید آن، حس می‌كند. به بیان دیگر، پدیده با حضور اسطوره‌ای‌اش مخاطب را به این بهانه كه استفاده از آن همگانی است و به موجی فراگیر می‌ماند، در آیینی جمعی غرق می‌كند كه مسؤولیت فردی در آن بی‌مفهوم است.

وی در ادامه به تشریح نگرش فولكلوریك به جهانی شدن پرداخت و گفت: جهانی شدن (Globalizing) در معنا با جهانی‌سازی (Globalization) تفاوت بنیادین دارد كه برخی به اشتباه این دو واژه را مترادف دانسته‌اند. برخی نیز جهانی شدن را نتیجه جهانی‌سازی دانسته‌اند. نگاه فولكلوریست‌ها به اسطوره - بر خلاف نگاه نقادانه ایدئولوژیست‌ها - همچنان رنگ و بوی قومی و تاریخی دارد. حیات و هویت قوم در سیطره اسطوره‌هاست و هرگونه تلاشی برای شناساندن خود و قرار گرفتن در روند جهان شدن، خواه ناخواه با اساطیر پیوند می‌خورد. بر اساس دیدگاه فولكلوریست‌ها اسطوره تحكم آمیز و آمرانه نیست و هدف آن نه مسخ مخاطب، بلكه تنها شناساندنی آگاهانه است. به گفته این استاد دانشگاه در جهانی شدن، شناخت اسطوره حرف نخست را می‌زند و جهانی شدن معلول عصر مدرنیسم نیست بلكه خصیصه‌ای است كه در جهان مدرن تشدید شده است.

ثمینی در ادامه، پدیده‌هایی چون رسانه‌های دیداری و شنیداری، كتاب، آثار هنری و صنعت توریسم را نقطه تلاقی جهانی‌سازی و جهانی شدن عنوان كرد و در خصوص تفاوت‌های میان دو واژه جهانی شدن و جهانی‌سازی گفت: ما دچار كمبود واژه هستیم، در زبان انگلیسی در این باره چندین واژه وجود دارد كه ترجمه همه آنها یكسان است. تفاوت كوچكی در دو مصدر "شدن" و "ساختن" نمی‌تواند فاصله میان این مفاهیم را باز گوید. در روند جهانی‌سازی هدف به‌وجود آوردن پدیده‌های یكسان و یا ذائقه‌های یكسان در برخورد با پدیده‌هاست كه به نظر می‌رسد در این روند، فرهنگ بومی تخریب می‌شود. در مقابل، اتفاقا جهانی شدن در قید و بند یكدست‌سازی نیست و امكان انتخاب را باقی می‌گذارد. جهانی شدن (Globalizing) یك فرآیند است در حالی‌كه جهانی‌سازی (Globalization) یك مفهوم تمام شده است. در واقع مصدر "ساختن" به مفهوم هدایت یكسویه همراه با تعدی و بدون حق انتخاب نظر دارد، در حالی كه مصدر "شدن" مفهوم پیوستگی و جاری بودن و پویایی را می‌رساند.

محمد رضایی‌راد، دیگر سخنران این بخش با موضوع "هنر موزه‌ای، هنر پویا و مفهوم زمان" سخن گفت. وی هنر پایا و هنر پویا را از باب تدقیق بیشتر به هنر زمان‌مند و هنر بی‌زمان تعبیر كرد و گفت: مفهوم زمان از ادوار دور تا آستانه رنسانس، تحولات زیادی از نظر مفهوم را پشت سر گذاشته كه جملگی در یك نقطه با هم اتفاق نظر داشته‌اند و آن، رویدادی بودن سیر زمان و تاریخ است. اسطوره همواره در پی روشن نمودن مسأله غامض آغاز و پایان زمان است و اسطوره‌شناسی چیزی ‌جز تفكر و تأمل در باب مفهوم زمان نیست.

وی با اشاره به اینكه زمان حال زمانی نیست كه به آینده بپیوندد، زیرا اساسا در همین لحظه حال معلق است، زمان اسطوره را زمانی دانست كه ساكن است و در اكنون ابدی شناور است، از همین‌رو جاودانه و ابدی است. هنر سنتی نیز بر اساس دركی كه از زمان دارد می‌كوشد به بی‌زمانی یا به عبارت دقیق‌تر به جاودانگی و ابدیت دست یابد.

رضایی‌راد، سرمدیت را مفهومی كلان در اسطوره‌های دینی دانست و گفت: انسان هرگز به ابدیت و انتهای زمان دست نمی‌یابد، زیرا زمان بی‌كرانه است، انسان اما قادر است مفهوم سرمدیت را در لحظه "حال" تجربه كند.

وی با بیان اینكه هنر قدسی هنری به واقع بی‌زمان و در پی جاودانگی است، افزود: هنر معنوی كوشیده است تا با شهود عالم قدس و از راه فسخ زمان تاریخی و حال گذرنده به اكنون ابدی سرمدیت در آید. در جوامع سنتی هنرمند نوع خاصی از انسان نیست، بلكه هر انسان نوع خاصی از هنرمند است و هنر معنوی در متن زندگی انسان كاربرد دارد. هنر معنوی دایره وسیعی از همه پیشه‌ها را شامل می‌شود. با این اوصاف می‌توان به سكون و ثبات هنر معنوی پی برد، ثباتی كه ذاتی هنر معنوی است نه رویكرد و خواست هنرمند. رضایی‌راد در ادامه گفت: هنرمند دنیای ماقبل مدرن آفرینشگر نیست. بلكه مقلد صنع الهی است و از طریق كار هنری با خداوند انباز می‌شود.

دستمایه هنرمند سنتی، خلق نیست، بلكه وحی و اشراق است. آدمی به این دلیل قادر به سرودن شعر، نواختن آهنگ و نگاریدن نقوش است كه ساحت‌قدسی در مثالی‌ترین وجه خویش شاعر و نوازنده و نقاش است. اما آنچه از مدار زمان و سیر خرد كننده و رو به فساد آن می‌رهد، نه هنرمند بلكه اثر هنری اوست.

رضایی‌راد با اعلام اینكه معماری قدسی تجلی زمان در كالبد مكان است، تبدیل زمان به مكان را تنها در هنر ایستا - و به كامل‌ترین شكل در معماری - میسر دانست و افزود: در حالت عادی زمان بر مكان غالب است، اما در ساختمان معابد و نیایشگاه‌ها مكان بر زمان پیروز می‌شود و ابدیت در مكان سكون می‌یابد. در معرفت اساطیری، مكان خاص خدایان و زمان خاص انسان‌هاست. انسان هنرمند همواره از زمان در گریز است و می‌كوشد آنرا به میانجی اسطوره حل كند، به همین دلیل زمان را در مكان به بند می‌كشد.

رضایی‌راد در ادامه به كشف اهمیت زمان حال غیر سرمدی در عصر مدرن اشاره كرد و گفت: با ظهور اندیشه مدرن، مفهوم زمان از وابستگی به رویداد جدا گشته به مفهومی انتزاعی تبدیل می‌شود. این نحوه از زمان‌بندی، هنر سنتی را از هنر مدرن جدا می‌كند. در تفكر مدرن تنها زمان حال واقعیت و اصالت دارد. بر خلاف دوران باستان، مهم‌ترین دستاورد هنر نوین، خلاقیت و نبوغ هنری است. در این دوران لئوناردو‌داوینچی برای نخستین بار به جای كشف و الهام الهی از خلاقیت سخن می‌گوید.

وی در ادامه معرفت كل‌گرای سنتی را از درك جزئیات و تنوع اندیشه‌های مدرن ناتوان دانست و افزود: به همین دلیل هنر مدرن مورد حمله تند و تیز سنت‌گرایان قرار گرفته است، در حالی‌كه نقد بنیادین مدرنیته را پیش از سنت‌گرایان باید نزد خود مدرنیست‌ها جست‌وجو كرد. به قول "مارشال برمن" برای سراپا مدرن بودن، باید ضدمدرن بود. این نكته خود نشان از سرشت ناتمام مدرنیته دارد. وی در پایان با اشاره به اینكه هنر نمی‌تواند فارغ‌ از زمانمندی باشد و هنر بی‌زمان فرزند زمان ایستا و مرده است، یادآور شد: هنر سنتی، خواه ناخواه جزئی از زندگی اندام‌وار گذشته است كه برای احضار آن باید آن نوع زندگی را با تمام ویژگی‌هایش احضار كرد و هراس مدرنیته هم همین است.

دكتر آبای كومار سینگ تحت عنوان "آشوب در هنر: میراث در برابر جهانی شدن" ویژگی‌های جهانی‌سازی را گرایش به سرمایه‌داری و انسان مصرفی و شركت‌های چند ملیتی برشمرد و گفت: ظهور این پدیده برای ملت‌هایی كه گهواره تمدن بوده، ادعای در دست داشتن تاریخ طولانی و گذشته پرافتخار را دارند، خطرناك است. این تهدید میراث كهن معضل بزرگی است. دكتر سینگ با مروری كوتاه بر تاریخ و سیر تطور هنر در فرهنگ هند و ایران و معرفی مكاتب هنری متعدد و مشترك میان دو فرهنگ، افزود: امروزه نیروهایی كه به این تغییر منجر می‌شوند بسیار مهیب و بزرگ هستند. مفاهیم جدیدی به میان آمده و دیدگاه‌های نوینی حاكم شده كه ریشه‌های سنتی را نشانه گرفته‌اند و دو مفهوم جدید و قدیم را رویاروی هم به صف‌آرایی وا داشته‌اند.

این استاد دانشگاه تنها راه برون رفت از این وضعیت را تقویت ریشه هنر دانست و بیان داشت: ما باید در مورد هدف هنر به تعمق بیشتری بپردازیم و وظایف و الزامات و هنجارهای زیبایی‌شناسی در هنر را شناسایی كنیم و با استفاده از جنبه‌های گوناگون ابزار هنر به دفاع از سنت‌ها و فرهنگ و هنر برخیزیم. این مقاومت و دفاع به معنای بستن درها نیست. منظور این است كه خود را از نظر روانی تجهیز كنیم و باور كنیم كه كوچك نیستیم.

وی در ادامه، رنسانس یا نوسازی هنر را به عنوان ضرورت عصر مدرنیته مطرح كرد و افزود: در تاریخ ایران و هند، موارد متعددی از تركیب و آمیزش هنر به چشم می‌خورد. میراث مرتبط هنری تمدن‌های بزرگ باید به یكدیگر متصل و سنت‌های بالنده در هنر تقویت شود. تنها از این راه می‌توان با طوفان جهانی شدن به تقابل‌ ایستاد.



معماری به روز
درباره وبلاگ

معماری بازی استادانه ، صحیح و با شکوه توده هایی است که در روشنایی با یکدیگر جمع می شوند چشمان ما برای مشاهده ی صورت ها (فرمها) در روشنایی ساخته شده اند ؛ نور و سایه این صورت ها را آشکار می کنند ؛ مکعب ها،مخروط ها ، کره ها ، استوانه ها یا هرمها صورتهای بزرگ اولیه ای هستند که نور آن ها را به گونه ای ممتاز آشکار می کند؛ تصویر این صور در درون ما و بدون ابهام متمایز و ملموس است . به همین دلیل است که این ها صور زیبا ، زیباترین صورند . همه کس ، از کودک گرفته تا وحشی و ما بعد الطبیعه دان با این مطلب موافق است . این امر به ماهیت هنر های تجسمی مربوط می شود .

معماری به روز

مدیر وبلاگ : یاشار
نویسندگان
نظرسنجی
بهترین معمار جهان کیست ؟








آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
عضویت سریع [RegFastForm]